عشق مامی ایلیا جونیعشق مامی ایلیا جونی، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 28 روز سن داره

عاشقانه آرام من و تو...

مهمون جدید خونمون...

1392/6/10 15:30
نویسنده : مامان متین
332 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به همه دوستای خوبم این مهمون جدیدمونه اسمشم نانا هست، زود میام براتون تعریف میکنم همه چیز و رو فعلا عکسارو داشته باشید قلب 

 

عروس هلندی

...................................................................................................................

عروس هلندی

.......................................................................................................................

عروس هلندی

.....................................................................................................................

عروس هلندی

...................................................................................................................

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (14)

ماما تینا ورایان
10 شهریور 92 15:53
به به یه جوجوی دیگه به جوجوهای مامی متین اضافه شد
من که خیلی می ترسم از هر نوع حیوونی
اسم این پرنده چیه؟طوطی نیست که نه؟


اخر این هفته پسش میدم
من نمیترسم اتفاقا خیلی هم دوست دارم
اسمش در اصل کاکاتیل ولی اینجا بهش میگن عروس هلندی
مامان امیرمهدی
10 شهریور 92 16:07
سلام متین جون خوبی گلم؟ایلیا جون خوبه؟من چند وقتی نت نبودم بخطر مریضی.دلم براتون خیلی تنگ شده بود خودتو ایلیا جونمو از راه دور میبوسم


بلا دور باشه زینب جون خوشحالم که برگشتی عزیزم
ما هم دلمون تنگ شده بود دوست خوبم
مامان امیرمهدی
10 شهریور 92 16:08
وااای چه مهمون خوشجلی
اگه اینو امیر مهدی بگیره سه سوته خلاصش میکنه


مرسی
نه بابا گاز میگیره پوست ادم و میکنه
متین
10 شهریور 92 23:17
سلام متین جونم
خوبی
نا نا مهمون جدید مبارک ایشالا براتون خیر و بر کت بیاره
ایلیا جون و ببوس


مرسث دوست خوبم بوووووووووووووس
مامان نادیا و نلیا
11 شهریور 92 11:37
آخییی مهمونشونو نیگا
زود بیا متین جونم


چشم عزیزم
مامان تینا ورایان
11 شهریور 92 21:26
متین جون امروز اتفاقی نی نی گپ رو برای اولین بار باز کردم..یه عالمه درخواست اومده اصلا نمیفهمم این چی هستن؟


اومدم پیشت عزیزم
شادی
12 شهریور 92 0:05
آخی. چه پرنده نازیه این نانا خانم.
زود بیا بگو.


مرسی شادی جونم
ولی آقاست، فقط نمیدونم چرا اسمش و نانا گذاشتن
مامان آینده یه فسقلی
12 شهریور 92 11:06
اوخیییییی

چه نااااااااااازه


ممنونم
مامان حنانه زهرا
12 شهریور 92 11:12
چه خوشگله عزیزم مبارک باشه


مرسی عزیزم پس فرستادیمش
مامان بردیا شیطون
12 شهریور 92 19:42
چه نازه .....


مرسی
فریماه
13 شهریور 92 19:20
ای جان چه میهمان نازی. خوشبحال ایلیا خان. دوستی با حیوانات برای آموزش مهربانی به بچه ها خیلی مفیده.


مرسی عزیزم
ایلیا خیلی دوسش داره و بهش عادت کرده
مامان تینا و رایان
13 شهریور 92 20:12
http://ghaleb.smu.ir/
عزیزم قالب وبلاگ باب اسفنجیه گفتم شاید پسری خوشش بیاد


مرسی شادی جونم حتما براش میذارم
ساره دختر خاله نفس
14 شهریور 92 21:52
سلام وب خوبی دارید به وب ما سربزنید نظر بدید


چشم عزیزمممنون که سر زدی
زهرا مامان ایلیا (شیرین تر از عسل )
27 شهریور 92 5:04
سلام متین جون خوبی
وای منو بردی تو دوران مجردی و نامزدی اخه ما هم خونه بابا از اینا عروس هلندی ها داشتیم بابام باز میزاشتش و همه جا میگشت اما اخرش یه روز که تو حیاط خون بود غیب شد نمیدونم گربه خوردش یا پرید ولی خوب بالشو زده بودیم اما بلاخره نفهمیدیم چی شد خیلی با مزه بود عاشق بابام بود مخصوصا عاشق این که بشینه رو دوشش تا بابام از راه میرسید خودشو میکشت زودی بال بال میزد و می امد طرف بابام سرشو میکرد زیر دستش و یه ساعت بی حرکت می موند بابام هم به خاطرش تکون نمیخورد خیلی باحال بود من تا چند وقت براش گریه میکردم


آخی عزییییییییییییییییییزم ببخش ناراحتت کردم
ولی وایستگیش به پدرت خیلی جالب و دوست داشتنی بود